مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى
17
يادنامه علامه طباطبائى ( فارسى )
درك اتصاف واجب الوجود به واحديت مذكوره چنان كه گفتيم بسيار غامض است و در بحثهاى توحيدى فلاسفهء الهى چنان معنائى از براى وحدت واجب تعالى شأنه مطرح نگرديده است . بلكه مستعار از ابحاث آنان و متكلمين اسلامى ، وحدت عدديه است . و حتى شيخ آنان و رئيس اصحاب برهان ابو على قدس سره در فصل سوم از مقاله هشتم از الهيات كتاب شفاء تصريح مىكند كه واجب الوجود واحد بالعدد است . و اينكه از عصر صدر المتالهين قدس سره اين معناى لطيف با لطف خاصى مطرح بحث واقع شده است چنان كه تصريح كردهاند ، از بركات بيان سيد الاوصياء امير المؤمنين على بن ابيطالب عليه السّلام مىباشد « فسبحان اللّه عما يصفون الا عباد اللّه المخلصين » . فصل چهارم واجب الوجود لذاته جامع همهء كمال وجودى است و هيچ كمالى از او خارج نيست چون واجب تعالى وجود صرف بوده و مشوب به چيزى از عدم يا عدمى كه مغاير با ذات مقدسش باشد نيست واجد هرحقيقت وجوديه بما هو حقيقت وجوديه در هرتعينى از تعينات مىباشد ، و جامع هركمال حقيقى از آن نظر كه كمال حقيقى خواهد بود ، و هرگونه عدم و بطلانى از حريم قدس او مسلوب است . راز تقييد به حقيقت وجوديه و كمال حقيقى ، اشارت به صرافت و عدم محدوديت است ، يعنى صرف الوجود جامع صرف هركمال و جمال است ، و محدوديت در ساحت كمال و جمالش راه ندارد . با اين بيان روشن مىگردد : اولا آنكه هرصفت كمالى كه حيثيت آن حيثيت وجود است به اين معنا كه از موجود بما هو